هانرى رونه دالمانى ( مترجم : محمد على فره وشى )
30
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى )
غيره . تعجب در اين است كه بعضى از ملاها و روضهخوانان هم از شاه لقب ميگيرند مانند اعتماد الاسلام و اعتماد الشريعه و اعتماد الواعظين و اعتماد الذاكرين و غيره . كمتر اشخاصى پيدا ميشوند كه داراى لقب نباشند . عنوان خانى و ميرزائى از عناوين عادى و معمولى محسوب مىشود زيرا كه غالب اشخاص ادارى كه لقب ندارند داراى اين عنوانها هستند مانند ميرزا تقى خان و ميرزا حسن خان و غيره . لقب سلطان كه بشاه عثمانى تعلق دارد در ايران بصاحبمنصبان جزء قشون داده مىشود و گويا مخصوصا براى تخفيف سنىها به اين عمل مبادرت نمودهاند . اعيان و اشراف ايران براى فرزندان خود هم در صغر سن چنين القابى را از شاه مىگيرند و چون اين اطفال بزرك شدند و به مقامى رسيدند ممكن است تغيير لقب دهند و لقبى بالاتر از آن را از شاه بگيرند . هرايرانى ثروتمند ميتواند چنين لقبى را خريدارى كند ، حتى تاجرها هم گاهى بالقاب ملك التجار و صديق التجار و اعتماد التجار و غيره مفتخر ميگردند اما اين القاب جزء ملك موروثى آنها نيست و بعد از مرگشان بفرزندانشان نميرسد مگر اينكه دوباره با پول آن را خريدارى نمايند . ظرف و قاشق شربتخورى چوبى منبتكارى شده . متعلق به قرن 19 ( كلكسيون مؤلف )